مجموعه چهارجلدی «علم دینی؛ از چیستی تا چگونگی»، بر اساس دروس خارج استاد حاج شیخ محمدحسن وکیلی و با تحقیق و نگارش سید شهابالدین دعایی، گزارشی مبسوط از منظومه فکری استاد حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد حسن وکیلی در زمینه مبانی علم دینی و منطق تولید علوم انسانی اسلامی میباشد
اثر پیش رو تلاشی منسجم برای پاسخ به یکی از بنیادیترین پرسشهای فکری و تمدنی امروز است: آیا میتوان از متن دین، نه فقط توصیههای اخلاقی یا احکام فردی، بلکه دانش، الگو و برنامه عملی برای ساخت زندگی و جامعه اسلامی استخراج کرد؟
این اثر، بحث «علم دینی» را از شعار و کلیگویی خارج میکند و آن را قدمبهقدم پیش میبرد: از تعریف دین و قلمرو شریعت در جلد اول، تا تعریف علم دینی و پاسخ به شبهات در جلد دوم، از الزامات فقهی و اصولیِ تولید علم دینی در جلد سوم، تا ارائه الگوی عملی و روشمند برای تولید مدلهای دینی در جلد چهارم.
مجموعه چهارجلدی «علم دینی؛ از چیستی تا چگونگی» درسنامهای منسجم درباره امکان، مبانی و روش تولید علم دینی است که میکوشد این موضوع را از سطح شعار و دفاع کلی خارج کرده و به مسئلهای دقیق، قابل آموزش و عملیاتی تبدیل کند.
جلد اول با عنوان «چیستی و قلمرو دین» به تعریف دین و تعیین قلمرو آن میپردازد. در این جلد، میان دین نفسالامری، دین صادر و «دین واصل» ــ یعنی قرآن و معارف روایی در دسترس ــ تفکیک میشود و دیدگاههای مختلف درباره میزان حضور دین در عرصههای معرفتی، اجتماعی و تمدنی بررسی میگردد. نتیجه آن است که تولید علم دینی، نیازمند شناخت دقیق ظرفیت واقعی منابع دینی و تفکیک میان علم نامحدود الهی و معارف واصل به انسان است.
جلد دوم با عنوان «علم دینی و پاسخ به شبهات»، مفهوم علم را بررسی کرده و آن را به دانش تجربی محدود نمیکند، بلکه مجموعهای منسجم از گزارهها حول یک محور میداند. سپس با نقد نگاه پوزیتیویستی، تعاریف مختلف علم دینی را بررسی میکند و علم دینی را علمی میداند که دین در تولید محتوا، مبانی، مسائل، فرضیهها، موضوعات یا روابط آن اثر واقعی و معنادار داشته باشد. در ادامه، حوزههای اثرگذاری دین در علم و مهمترین شبهات درباره امکان علم دینی، خطاپذیری آن و نسبت عقل و نقل بررسی میشود.
جلد سوم با عنوان «الزامات فقهی و اصولی» به ابزارهای اجتهادی لازم برای تولید علم دینی و فقه تمدنی میپردازد. این جلد با تفکیک میان فقه موجود و فقه مطلوب، بر ضرورت عبور از فقهی صرفاً انفعالی و توجه به نیازهای اجتماعی، نهادها، شخصیتهای حقوقی، موضوعات نوپدید و شاخصهای اجرایی تأکید میکند. همچنین با طرح رویکرد «فقه تعذیری ـ تربیتی»، توسعه در استفاده از عقل، سند، دلالت روایات، موضوعشناسی، تنقیح مناط و دیگر ابزارهای اصولی را برای پاسخگویی به نیازهای تمدنی ضروری میداند.
جلد چهارم با عنوان «الگوی تولید علم دینی» وارد مرحله عملیاتی میشود و روش تولید مدلها و برنامههای دینی را توضیح میدهد. در این جلد، پنج مرحله اصلی الگوسازی معرفی میشود: الگوسازی اولیه، شناخت وضعیت مطلوب، شناخت وضعیت موجود، کشف علل و برنامه حرکت، و ساخت الگوی نهایی. تولید شبکه مسائل، جستوجو و نمایهزنی اطلاعات، و تحلیل اجتهادی دادهها نیز بهعنوان مراحل اساسی این فرایند مطرح میشوند. کتاب همچنین میان الگوهای راهبردی و راهکاری تفاوت میگذارد و بر اهمیت موضوعشناسی، نگاه سیستمی و شناخت روابط میان اجزای یک مسئله تأکید میکند.
در مجموع، این مجموعه از چهار پرسش اساسی عبور میکند: دین چیست و قلمرو آن کجاست؟ علم و علم دینی چه معنایی دارند؟ فقه و اصول برای تولید علم دینی به چه توسعههایی نیازمندند؟ و چگونه میتوان از منابع دینی، با استفاده از شبکه مسائل، تحلیل اجتهادی و الگوسازی، به مدلها و برنامههای کاربردی رسید؟
این کتاب مناسب است برای:
طلاب سطح عالی و خارج، فضلا و پژوهشگران فقه و اصول که میخواهند مسئله تولید علم دینی، فقه تمدنی، فقه نظام و فقه جامع را بهصورت روشمند دنبال کنند. جلد سوم کتاب بهطور ویژه به کاستیهای فقه موجود و ابزارهای فقهی ـ اصولی لازم برای تولید علم دینی میپردازد.
اساتید، دانشجویان و پژوهشگران حوزه الهیات، فلسفه علم، معرفتشناسی، علوم انسانی اسلامی و مطالعات تمدن اسلامی؛ بهویژه کسانی که میخواهند بحث علم دینی را از مرحله شعار و کلیگویی عبور دهند و با تعریف دقیق دین، علم، قلمرو دین، اعتبار تجربه، نسبت عقل و نقل و روش تولید الگوهای دینی آشنا شوند.
مراکز پژوهشی، گروههای علمی و فعالان حوزه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، سیاستگذاری فرهنگی، تربیت اسلامی، خانواده، اقتصاد اسلامی، جامعهسازی و تمدن نوین اسلامی؛ زیرا جلد چهارم کتاب، مراحل الگوسازی، موضوعشناسی، شناخت وضعیت مطلوب و موجود، تولید شبکه مسائل و طراحی مدل نهایی علم دینی را توضیح میدهد.
کسانی که با شبهات رایج درباره علم دینی مواجهاند؛ مانند اینکه «علم، دینی و غیردینی ندارد»، «علم دینی تولیدشدنی نیست»، «تجربه تنها راه علم است»، یا «خطاپذیری علم دینی با قداست دین ناسازگار است». جلد دوم مجموعه، بهطور مستقل به تعریف علم دینی و پاسخ به اینگونه شبهات اختصاص دارد.
یکی از مهمترین مزایای این مجموعه، نظم آموزشی و مرحلهبهمرحله آن است. کتاب از تعریف دین و قلمرو آن آغاز میکند، سپس به تعریف علم و علم دینی میرسد، در ادامه شبهات و تعارض عقل و نقل را بررسی میکند، بعد الزامات فقهی و اصولی تولید علم دینی را توضیح میدهد و در پایان، الگوی عملی تولید علم دینی را عرضه میکند. این چینش چهارجلدی باعث میشود خواننده با یک مسیر منسجم روبهرو باشد، نه مجموعهای از یادداشتهای پراکنده.
دلیل مهم دیگر برای تهیه کتاب، تلاش برای تبدیل بحث علم دینی از شعار به روش تحقیق است. اثر حاضر فقط نمیگوید «باید علم دینی تولید کرد»، بلکه میپرسد دین در کدام معنا، علم در کدام معنا، و نسبت دین با علم چگونه باید فهمیده شود. سپس نشان میدهد دین میتواند در مبانی، مسائل، فرضیهها، موضوعات، نسبتها، تقسیمات و الگوهای علمی اثر بگذارد.
از امتیازهای جدی مجموعه، پاسخگویی مستقیم به شبهات رایج درباره علم دینی است؛ مانند اینکه علم، دینی و غیردینی ندارد؛ علم کشفکردنی است نه تولیدکردنی؛ علم دینی موجب مطالبات کاذب میشود؛ تولید علوم انسانی اسلامی با ظنون ممکن نیست؛ یا خطاپذیری علم دینی با قداست دین ناسازگار است. این بخش، کتاب را برای فضای گفتوگوی علمی حوزه و دانشگاه کاربردیتر میکند.
مزیت دیگر کتاب، پیوندزدن علم دینی با فقه تمدنی و فقه جامع است. جلد سوم نشان میدهد که برای تولید علم دینی، فقه موجود باید از حالت صرفاً انفعالی و پاسخگو به پرسشهای موردی، به سمت فقه فعال، موضوعشناس، نظامساز و دارای شاخصهای اجرایی حرکت کند. این نگاه برای کسانی که در زمینه فقه حکومتی، فقه نظام و تمدن نوین اسلامی کار میکنند، اهمیت ویژه دارد
از دیگر دلایل خرید این مجموعه، ارائه مدل عملی تولید علم دینی در جلد چهارم است. کتاب در این جلد، بحثهایی مانند مدل، سیستم، نگاه سیستمی، الگوی راهبردی و راهکاری، شناخت وضعیت مطلوب و موجود، برنامه حرکت، تولید شبکه مسائل، کلیدواژهسازی، جمعآوری و تحلیل اطلاعات و الگوسازی نهایی را توضیح میدهد. بنابراین اثر فقط مبنایی و نظری نیست، بلکه میخواهد به پژوهشگر نشان دهد چگونه باید از منابع دینی به الگوهای قابل استفاده برسد
همچنین این مجموعه برای تدریس و پژوهش ارزشمند است؛ زیرا ساختار آن به شکل درسنامهای تنظیم شده و در فهرست هر جلد، درسها، خلاصهها، پرسشها و منابعی برای مطالعه بیشتر دیده میشود. همین ویژگی آن را برای دورههای آموزشی حوزه، دانشگاه و مراکز پژوهشی مناسبتر میسازد.
علم دینی زمانی مفید و کارآمد است که تمام اجزاء و ارتباطات موضوع مورد نظر را به شکل عملیاتی توضیح دهد؛ به طوری که اگر آن را در اختیار یک مدیر اجرایی قرار دهیم، بتواند آن را در عرصه عمل مورد استفاده قرار دهد.
به عبارت دیگر، علم دینی اگر بخواهد به برخی گزارههای کلی، پراکنده و غیرکاربردی اکتفا کند، هیچگاه منجر به فقه تمدنی و جامع نخواهد شد. بنابراین ما همواره به دنبال ارائه یک مدل از علم دینی هستیم.