نگرش شبکهای اثری تخصصی و پژوهشی از حجتالاسلام والمسلمین شیخ عبدالحمید واسطی است که میکوشد از نگاه جزیرهای به مسائل دینی عبور کرده و شیوهای منسجم برای دیدن روابط میان اجزای یک مسئله در مقیاس کلان ارائه دهد. ایده مرکزی کتاب این است که اگر هستی، انسان و جامعه را مجموعهای بههمپیوسته از روابط بدانیم، فهم دین و بهکارگیری معارف اسلامی در علوم انسانی و مسائل تمدنی نیز نیازمند نگاهی شبکهای خواهد بود.
کتاب، مجموعهای منظم از پژوهشهای نویسنده در مسیر شکلدهی به این نگاه است؛ از پارادایم و روش تحقیق شبکهای و ظرفیتهای حکمت متعالیه برای علوم انسانی اسلامی گرفته تا تفسیر شبکهای قرآن، عدالت، اجتهاد تمدنی، منطق سیستمها و الگوریتم اجتهاد. مسئله محوری این مجموعه، یافتن روشی است که بتواند معارف و ادله دینی را از سطح گزارههای پراکنده و احکام فردی فراتر ببرد و برای تحلیل و طراحی ساختارها، فرایندها و نظامهای اجتماعی به کار گیرد. از این جهت، «نگرش شبکهای» بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از مقالات مستقل باشد، صورتبندی یک مسیر پژوهشی برای پیوند فلسفه اسلامی، فهم متون دینی، علوم انسانی اسلامی و فقه تمدنی است.
کتاب «نگرش شبکهای؛ چیستی، چرایی، چگونگی و کارکردهای آن در علوم انسانی اسلامی و فقه تمدنی» مجموعهای از پژوهشهای حجتالاسلام والمسلمین شیخ عبدالحمید واسطی است که در امتداد یک نقشه پژوهشی واحد سامان یافتهاند. دغدغه اصلی اثر، یافتن مبانی و روشی منسجم برای تولید علم دینی و علوم انسانی اسلامی و سپس استفاده از این مبانی در فهم و استنباط مسائل کلان اجتماعی و تمدنی است. مؤلف توضیح میدهد که صرف گردآوری مباحثی در هستیشناسی، انسانشناسی، معرفتشناسی و روششناسی کافی نیست؛ بلکه این مبانی باید به یک «دستگاه معرفتی استنتاجی» تبدیل شوند که بتواند از آنها نظریه و راهحل تولید کند.
هسته اصلی این دستگاه، مفهوم «نگرش یا پارادایم شبکهای» است. در این نگاه، هستی مجموعهای از موجودات جدا و مستقل تلقی نمیشود، بلکه نظامی بههمپیوسته و دارای روابط گسترده است. مؤلف با تکیه بر حکمت متعالیه، تلاش میکند بر همین اساس از هستیشناسی شبکهای، انسانشناسی شبکهای، معرفتشناسی شبکهای، روششناسی شبکهای و ارزششناسی شبکهای سخن بگوید و نشان دهد که تحلیل یک مسئله باید روابط آن با دیگر اجزای شبکه و آثار و پیامدهای آن در مقیاس کلان را نیز در نظر بگیرد.
در بخشهای بعدی، این مبانی به عرصه روش و نظریهپردازی وارد میشوند. کتاب موضوعاتی مانند روش تحقیق شبکهای، فهم شبکهای معنا، روش تولید فلسفههای مضاف، ظرفیتهای حکمت متعالیه در تولید علوم انسانی اسلامی و نظریه عدل شبکهای را بررسی میکند. همچنین نمونههایی از کاربرد این نگاه در مطالعات قرآنی ارائه میشود؛ از جمله رویکرد شبکهای در تفسیر قرآن، بررسی شبکه روابط مفهومی «حق» در قرآن و تحلیل شبکه روابط ملکوت با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی در المیزان.
بخش مهم دیگری از کتاب به اجتهاد تمدنی اختصاص دارد. مسئله این بخش آن است که چگونه میتوان ظرفیت اجتهاد را از پاسخگویی به رفتارهای فردی، به بررسی ساختارها، فرایندها و نظامهای اجتماعی گسترش داد. مؤلف در این مسیر از موضوعاتی مانند گسترش قلمرو اجتهاد، کاربرد منطق سیستمها در جمع ادله، منطق فازی، الگوریتمیبودن اجتهاد و روشهای استنباط در مقیاس کلان بحث میکند. هدف نهایی این مسیر، رسیدن به روشی است که بتوان با آن نظر دین درباره سازوکارهای تشکیلدهنده جامعه و تمدن را به شکلی روشمند استخراج کرد.
در ادامه، کتاب وارد ابزارهای جزئیتر استنباط میشود و روشهایی برای تحلیل لغت در فرایند استنباط فقهی، کشف و اعتبارسنجی اسباب نزول، استفاده از قاعده «قال، و لمیقل، کما قال»، کشف اسباب صدور حدیث و کشف مذاق شارع ارائه میکند. این مباحث در منظومه کلی کتاب، اجزای دستگاه روششناختی مورد نیاز برای حرکت از ادله دینی به سوی نظریهها، مدلها، ساختارها و فرایندهای کلان به شمار میآیند.
در مجموع، کتاب «نگرش شبکهای» تلاش میکند میان حکمت اسلامی، قرآن و حدیث، روش تحقیق، اصول فقه، اجتهاد و مسائل علوم انسانی و تمدنی ارتباطی نظاممند برقرار کند؛ بهگونهای که معارف دینی صرفاً به صورت مجموعهای از گزارههای پراکنده باقی نمانند، بلکه بتوان از آنها در قالب یک دستگاه منسجم برای تولید علم دینی، علوم انسانی اسلامی و فقه تمدنی بهره گرفت.
این کتاب مناسب است برای:
طلاب و فضلای حوزه علمیه، بهویژه در سطوح بالاتر و علاقهمند به فقه، اصول، تفسیر، فلسفه و مباحث اجتهادی؛
پژوهشگران علوم انسانی اسلامی و علم دینی که به دنبال مبانی و روشهای تولید نظریه دینی هستند؛
اساتید و پژوهشگران فلسفه اسلامی و فلسفه علم، بهویژه علاقهمندان به امتداد حکمت متعالیه در علوم انسانی؛
پژوهشگران فقه تمدنی، فقه نظام و مطالعات تمدنی که مسئله استخراج ساختارها و فرایندهای اجتماعی از منابع دینی را دنبال میکنند؛
محققان قرآن و حدیث و روششناسی فهم متون دینی؛ زیرا بخش قابل توجهی از کتاب به تفسیر شبکهای قرآن، اسباب نزول، اسباب صدور حدیث، تحلیل لغت و روشهای فهم دلالت اختصاص دارد؛
یکی از مهمترین امتیازهای «نگرش شبکهای» این است که صرفاً درباره ضرورت علوم انسانی اسلامی یا فقه تمدنی سخن نمیگوید؛ بلکه میکوشد یک منظومه معرفتی و روششناختی منسجم برای این مسیر ارائه کند. کتاب از مباحث بنیادی مانند پارادایم شبکهای و نسبت آن با هستیشناسی، انسانشناسی و معرفتشناسی آغاز میکند و سپس این مبانی را تا روش تحقیق، تولید نظریه، فهم متون دینی و اجتهاد در مقیاس اجتماعی و تمدنی امتداد میدهد. از این جهت، خواننده با یک مجموعه بحث پراکنده روبهرو نیست، بلکه میتواند مراحل شکلگیری یک پروژه فکری را بهصورت پیوسته دنبال کند.
مزیت مهم دیگر کتاب، تمرکز جدی بر «چگونگی» تولید علم و استنباط است. مؤلف تنها به این پرسش اکتفا نمیکند که آیا میتوان از منابع اسلامی علوم انسانی تولید کرد، بلکه سراغ این مسئله میرود که این کار دقیقاً با چه مبانی، روشها و مراحلی باید انجام شود. مباحثی مانند روش تحقیق شبکهای، فهم شبکهای معنا، الگوریتم اجتهاد، منطق سیستمها در اجتهاد و روش تولید فلسفههای مضاف نشان میدهد که اثر به دنبال تبدیل مبانی نظری به ابزارهای قابل استفاده برای پژوهش و استنباط است.
از دیگر نقاط قوت کتاب، گستردگی نمونههای کاربرد نگرش شبکهای است. خواننده این رویکرد را تنها در سطح فلسفی نمیبیند، بلکه با کاربرد آن در موضوعاتی مانند عدل شبکهای، تفسیر قرآن، شبکه مفهومی «حق»، روابط ملکوت، اجتهاد تمدنی و فقه نظامساز مواجه میشود. این تنوع به مخاطب کمک میکند ببیند یک مبنای نظری چگونه میتواند در حوزههای گوناگون پژوهش دینی امتداد پیدا کند.
فهم، دستیابی به آگاهی جدیدی است که حاصل از کشف روابط میان معانی از پیش موجود در ذهن است؛ و در یک عبارت کوتاه میتوان گفت: «فهم، کشف رابطههاست».
ذهن، وقتی اجزایی را دریافت میکند که در یک فضا یا زمان محدود قرار دارند یا در یک رشته پیوسته یا از یک منشأ یا در یک بسته هستند و احساس اولیهای به او دست میدهد که اینها به صورت تصادفی اینجا جمع نشدهاند، به طور ناخودآگاه به دنبال رابطه میان این اجزاء میگردد که چطور شده است این اجزاء در این محدوده با هم جمع شدهاند؟!
اگر توانست رابطه را کشف کند، حس جدیدی نسبت به ترکیب اجزاء برای او ایجاد میشود که «فهم» است و اگر موفق به کشف رابطه نشد «ابهام» ایجاد میشود.