کتاب «تطهیر الشریعة عن حدیقة الشیعة» اثر استاد حاج شیخ محمدحسن وکیلی و با تدوین شیخ محمدهادی آرام، پژوهشی تاریخی ـ حدیثی درباره یکی از بحثبرانگیزترین متون منسوب به مقدس اردبیلی است: کتاب «حدیقة الشیعة» و احادیثی که در آن در ردّ تصوف نقل شده است. عنوان فرعی کتاب نیز صریحاً نشان میدهد که محور اثر، اثبات جعلیبودن کتاب حدیقة الشیعة و بررسی احادیث ردّ تصوف است.
این اثر با رویکردی مستند و نقادانه، به سراغ نسخههای خطی، شواهد درونی و بیرونی، مقایسه حدیقة الشیعة با کاشف الحق، شهادت عالمان معاصر، تناقضهای متن، و منشأ احادیث ضدّ صوفیه میرود تا نشان دهد چگونه برخی نسبتها و روایات، در فضای نزاعهای تاریخی و اجتماعی، به میراث حدیثی شیعه راه یافتهاند.
کتاب «تطهیر الشریعة عن حدیقة الشیعة» پژوهشی تاریخی ـ حدیثی درباره کتاب «حدیقة الشیعة» و روایات منسوب به اهلبیت علیهمالسلام در ردّ تصوف است. نویسنده در این اثر میکوشد نشان دهد انتساب این کتاب به مقدس اردبیلی صحیح نیست و بخش مهمی از احادیث تند و مطلق علیه تصوف، از نظر تاریخی و حدیثی اعتبار کافی ندارد.
کتاب ابتدا با بررسی معنای واژه «صوفی» در دورههای مختلف، تأکید میکند که این عنوان همواره معنای یکسانی نداشته و قضاوت درباره آن بدون توجه به زمینه تاریخی و مصادیق مختلف، نادرست است. سپس نسبت تصوف و تشیع را بررسی کرده و نشان میدهد که در تاریخ شیعه، ارتباط با عرفان و تصوف شریعتمدار همواره به معنای تقابل با دین و فقاهت نبوده است.
بخش اصلی کتاب به بررسی منشأ و اعتبار «حدیقة الشیعة» اختصاص دارد. نویسنده با مقایسه این اثر با کتاب «کاشف الحق»، بررسی نسخههای خطی، شهادت عالمان نزدیک به زمان پیدایش کتاب و تحلیل ساختار و محتوای آن، نتیجه میگیرد که حدیقة الشیعة متنی دستکاریشده و منسوب به مقدس اردبیلی است که بعدها فصلهایی، بهویژه فصل ردّ صوفیه، به آن افزوده شده است.
در ادامه، نویسنده با بررسی تناقضات درونی و بیرونی کتاب، ناسازگاری مطالب آن با شخصیت، آثار و روش علمی مقدس اردبیلی را نشان میدهد. همچنین فصل مربوط به ردّ صوفیه را بهطور ویژه تحلیل کرده و با بررسی ادبیات، منابع، احادیث و فضای تاریخی آن، منشأ این بخش را به جریانهای فکری خاص دورههای بعد نسبت میدهد.
کتاب سپس به بررسی احادیث منسوب به اهلبیت علیهمالسلام در مذمت صوفیه پرداخته و اعتبار تاریخی و حدیثی آنها را نقد میکند. در بخش پایانی نیز با تفکیک میان تصوف باطل و عرفان شریعتمدار، تأکید میشود که نقد جریانهای انحرافی نباید به نفی مطلق همه گرایشهای عرفانی و سلوکی بینجامد.
این اثر تلاشی تخصصی برای بازخوانی منصفانه یک مسئله تاریخی و حدیثی است و میکوشد با تکیه بر شواهد نسخهشناختی، تاریخی و روایی، نسبت میان تشیع، عرفان و تصوف را از برداشتهای سادهانگارانه و تعمیمهای نادرست جدا کند.
این کتاب مناسب است برای:
طلاب، فضلا و پژوهشگران حوزه تاریخ حدیث، نسخهشناسی، کتابشناسی، تراجم، تاریخ تشیع و عرفان شیعی که میخواهند مسئله انتساب حدیقة الشیعة به مقدس اردبیلی و احادیث ردّ تصوف را بهصورت دقیق و مستند بررسی کنند.
کسانی که با مباحث عرفان، تصوف، مکتب عرفانی نجف، تصوف شریعتمدار، تصوف باطل، و نسبت فقه و عرفان درگیرند و میخواهند بدانند آیا احادیث مشهور در مذمت مطلق صوفیه، واقعاً ریشه معتبر حدیثی دارند یا نه. کتاب تصریح میکند که هیچ تصوفی را بهصورت مطلق تأیید نمیکند و معیار را فقط کتاب، سنت و عقل میداند.
محققانی که به دنبال نمونهای جدی از نقد انتساب کتابها و آسیبشناسی جعل حدیث هستند؛ زیرا اثر، فقط به ادعا بسنده نمیکند، بلکه از راه مقایسه نسخهها، بررسی شواهد درونی و بیرونی، شهادت عالمان نزدیک به عصر ماجرا، و نقد ادله موافقان اصالت حدیقة الشیعة پیش میرود.
اساتید، مبلغان و فعالان فرهنگی که در بحثهای مربوط به عرفان و تصوف، با استنادهای رایج به حدیقة الشیعة یا احادیث تند ضد صوفیه مواجه میشوند و نیاز دارند ریشه تاریخی و حدیثی این نقلها را دقیقتر بشناسند.
خوانندگانی که دغدغه انصاف علمی در داوری درباره میراث عرفانی و حدیثی شیعه دارند و نمیخواهند درباره عالمانی مانند مقدس اردبیلی، مجلسی اول، مجلسی دوم یا جریان عرفان شیعی، صرفاً بر پایه شهرتها، نقلهای جدلی یا متون مشکوک قضاوت کنند.
یکی از مهمترین مزایای کتاب، بررسی روشمند و چندلایه یک انتساب مشهور است. نویسنده از مسیر نسخهشناسی، شهادت عالمان نزدیک به زمان ماجرا، بینظمیهای درونی متن، تناقضهای بیرونی، مقایسه حدیقة الشیعة و کاشف الحق، و بررسی ادله موافقان اصالت کتاب، مسئله را دنبال میکند. خود کتاب نیز در معرفی فصلها نشان میدهد که این تحقیق در یازده فصل و با چند محور مستقل سامان یافته است.
مزیت دیگر اثر، تفکیک میان نقد تصوف باطل و ردّ مطلق عرفان و تصوف است. کتاب تأکید دارد که هدف آن دفاع از هر جریان صوفیانه نیست و رفتارهایی مانند آداب بدعتآمیز، اعمال خلاف شرع یا تصوفهای منحرف را تأیید نمیکند؛ اما در عین حال، استفاده از احادیث ساختگی یا نسبتهای بیپایه برای ردّ عرفان شیعی را نیز نادرست میداند.
دلیل مهم دیگر برای تهیه کتاب، ارزش آن در آسیبشناسی جعل حدیث و جعل کتاب است. این اثر نشان میدهد که چگونه در فضای نزاعهای اجتماعی و مذهبی، گاهی نام معصومین علیهمالسلام، نام عالمان بزرگ، و عنوان کتابهای ناشناخته یا مفقود، دستاویز تثبیت یک جریان فکری میشود. از این جهت، کتاب فقط درباره تصوف نیست؛ بلکه درسی جدی در روش تحقیق حدیثی و تاریخی است.
مزیت دیگر کتاب، کاربرد آن برای پاسخگویی علمی به شبهات ضد عرفان است. کسانی که با استناد به حدیقة الشیعة یا احادیث مطلقِ ردّ صوفیه، کل عرفان و سلوک شیعی را تخطئه میکنند، در این کتاب با بررسی مفصل منشأ این نقلها و نقد اعتبار آنها روبهرو میشوند. در مقابل، کتاب از خواننده میخواهد حق و باطل را با معیار کتاب، سنت و عقل تشخیص دهد، نه با برچسبها و شهرتها.
سر دیگر جریانهای عرفانی و صوفیانه، تصوفهای باطلی است که هم، عقیدهشان فاسد و خطاست و هم، اعمال خلاف شرع در میان آنها رایج است.
پس نه میتوان تصوف و تشیع را مطلقاً پذیرفت و نه میتوان آن را مطلقاً رد کرد؛ میزان، فقط و فقط کتاب و سنت و عقل است و بس؛ و هر طریقتی به مقدار مطابقتش با آن قابل اعتنا و اعتماد است