کتاب «درد خودپرستی؛ بررسی تحلیلی نقدهایی بر عرفان و حکمت اسلامی» گزارشی از دو مناظرۀ مکتوب حجتالاسلاموالمسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی با مهدی نصیری است که به کوشش شیخ روحالله شفیعیان تدوین شده است. این اثر در ۴۷۲ صفحه، مجموعهای گسترده از نقدها و پاسخها پیرامون مهمترین مناقشات معاصر درباره عرفان و حکمت اسلامی را گرد آورده است.
کتاب فقط به دفاع از فلسفه و عرفان اکتفا نمیکند، بلکه بهطور مفصل به روش صحیح نقد و فهم متون تخصصی میپردازد و خطاهایی مانند تقطیع عبارات، تحریف، استناد به منابع نامعتبر، برداشت نادرست از اصطلاحات و اظهارنظر بدون تخصص را بررسی میکند. در همین مسیر، موضوعاتی چون وحدت وجود، انسان کامل، تشبیه و تنزیه، سنخیت، توحید افعالی، جبر و تفویض، تصوف، جایگاه فلسفه در میراث شیعه و نسبت عرفان با قرآن و روایات به بحث گذاشته میشود.
عنوان «درد خودپرستی» نیز از یکی از محورهای محتوایی اثر گرفته شده است: این دیدگاه عرفانی که انسان برای رسیدن به توحید حقیقی باید از استقلالدیدن خود و حبّ نفس عبور کند و همه کمالات را از خداوند بداند؛ موضوعی که در مقدمه کتاب بهعنوان یکی از کلیدهای فهم مخالفت با برخی آموزههای عرفانی مطرح شده است.
کتاب «درد خودپرستی» مجموعهای تحلیلی از مناظرات و پاسخهای استاد محمدحسن وکیلی به نقدهای مهدی نصیری درباره عرفان و حکمت اسلامی است. ساختار کتاب بهگونهای است که هم اشکالات رایج مخالفان فلسفه و عرفان را نقل میکند و هم مبانی و روش نقد آنها را بهصورت تفصیلی بررسی مینماید.
بخش نخست کتاب به ریشههای مخالفت با حکمت و عرفان اختصاص دارد. در این بخش، نویسنده خطاهایی مانند نسبتدادن برداشت شخصی از آیات و روایات به «مکتب قرآن و عترت»، تقطیع عبارات، تحریف، استفاده از منابع غیرتخصصی و داوری درباره فلسفه و عرفان بدون آشنایی کافی با اصطلاحات و مبانی این علوم را بررسی میکند. همچنین برداشتهای منتقدان از موضوعاتی مانند وحدت وجود، انسان کامل، نامتناهی بودن خداوند و نسبت خالق و مخلوق نقد میشود.
بخش دوم به مناظرۀ مکتوب درباره عاشورا؛ روز حزن یا سرور؟ میپردازد. در این قسمت ابتدا نقد مهدی نصیری بر برخی تفاسیر عرفانی از عاشورا مطرح میشود و سپس استاد وکیلی با استناد به روایات، توضیح میدهد که واقعۀ عاشورا از یک جهت اوج مصیبت و اندوه و از جهت دیگر، برای سیدالشهدا علیهالسلام و یاران ایشان، مقام وصول، شهادت و قرب الهی است.
بخش گستردۀ بعدی کتاب به مناظرۀ اصلی پیرامون حکمت و عرفان اسلامی اختصاص دارد و موضوعاتی مانند جایگاه فلسفه در حوزههای علمیه، مکتب تفکیک، نسبت عرفان با قرآن و حدیث، وحدت وجود، تصوف، دیدگاه برخی علمای شیعه درباره فلسفه، تشبیه و تنزیه، سنخیت، علم و قدرت الهی و جایگاه انسان کامل را بررسی میکند. در بسیاری از این مباحث، استاد وکیلی تلاش میکند ابتدا اصطلاحات را دقیق تعریف کند و سپس نشان دهد که برخی نقدها ناشی از خلط اصطلاحات یا برداشت ناقص از متون تخصصی بودهاند.
یکی از مباحث مهم پایانی کتاب، توحید افعالی و مسئلۀ جبر و تفویض است. در این بخش توضیح داده میشود که توحید افعالی در عرفان به معنای نفی اختیار انسان نیست؛ بلکه هدف آن، نفی استقلال انسان در برابر خداوند و تبیین «امر بین الامرین» است. کتاب در ادامه به آثار اخلاقی این نگاه، از جمله مبارزه با عجب و احساس استقلال، نیز میپردازد.
ضمائم کتاب نیز به تاریخ عرفان و حکمت شیعی از قرن هفتم تا یازدهم و بررسی دیدگاه و عملکرد برخی جریانهای معاصر مخالف فلسفه و عرفان اختصاص یافته است.
در مجموع، «درد خودپرستی» هم کتابی در دفاع تحلیلی از عرفان و حکمت اسلامی است و هم اثری دربارۀ روش صحیح مواجهه با اختلافات اعتقادی و نقد متون تخصصی؛ اثری که میکوشد بسیاری از شبهات مشهور پیرامون عرفان و فلسفۀ اسلامی را از خلال مناظره و بررسی مستند پاسخ دهد.
این کتاب مناسب است برای:
کسانی که درباره عرفان و حکمت اسلامی پرسش یا شبهه دارند و میخواهند پاسخها را در قالب یک مناظرۀ مستند و تحلیلی دنبال کنند؛ بهویژه در موضوعاتی مانند وحدت وجود، انسان کامل، سنخیت، توحید افعالی، جبر و تفویض، تشبیه و تنزیه و نسبت عرفان با قرآن و روایات.
همچنین برای طلاب، دانشجویان و پژوهشگرانی مناسب است که میخواهند با روش نقد متون تخصصی آشنا شوند؛ یعنی ببینند تقطیع، نقل ناقص، خلط اصطلاحات یا استفاده از منابع غیرتخصصی چگونه میتواند برداشت از یک متن را تغییر دهد.
این اثر برای علاقهمندان به تاریخ معاصر مناقشات فکری پیرامون فلسفه، عرفان و مکتب تفکیک نیز قابل توجه است؛ زیرا علاوه بر مباحث نظری، بخشی از فضای این منازعات و مناظرات را نیز ثبت کرده است.
یکی از مهمترین امتیازهای «درد خودپرستی» این است که صرفاً مجموعهای از پاسخهای پراکنده به مخالفان عرفان و فلسفه نیست؛ بلکه بسیاری از شبهات مشهور و پرتکرار درباره عرفان و حکمت اسلامی را یکجا گرد آورده و بهصورت تفصیلی بررسی کرده است؛ از وحدت وجود و انسان کامل گرفته تا سنخیت، تشبیه و تنزیه، توحید افعالی، جبر و تفویض و نسبت عرفان با قرآن و روایات.
مزیت مهم دیگر کتاب، توجه جدی به روش نقد و تحقیق است. اثر بارها نشان میدهد که چگونه تقطیع یک عبارت، ندیدن قبل و بعد سخن، نقل از منابع غیرتخصصی یا ناآشنایی با اصطلاحات یک علم میتواند نتیجهای کاملاً متفاوت از مراد نویسنده ایجاد کند. از این جهت، کتاب علاوه بر محتوای اعتقادی، نمونهای عملی برای آشنایی با شیوه مواجهه با یک مناظرۀ علمی نیز هست.
ویژگی دیگر اثر، مستندبودن مباحث به منابع اصلی است. در بسیاری از موارد، عباراتی از ملاصدرا، علامه طباطبایی، فیض کاشانی و دیگر بزرگان که مورد نقد قرار گرفتهاند، با متن و سیاق گستردهتر بررسی میشوند و سپس برداشت منتقد با اصل عبارت مقایسه میشود. این شیوه به خواننده امکان میدهد بخشی از اختلافات را مستقیماً از خلال اسناد و متون دنبال کند.
از دیگر نقاط قوت اثر، گستردگی دامنه آن است؛ خواننده علاوه بر دو مناظرۀ اصلی، با مباحث تاریخی پیرامون جایگاه عرفان و حکمت در میان عالمان شیعه و نیز نمونههایی از مناقشات معاصر این حوزه آشنا میشود. بنابراین کتاب میتواند هم برای کسی که با شبهات ضد فلسفه و عرفان مواجه شده مفید باشد و هم برای مخاطبی که میخواهد تصویری مستندتر از این منازعۀ فکری به دست آورد.
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
یکی از مهمترین اندیشههای عرفانی «انحصار صفات کمالیه در حضرت حق» است. بر اساس این دیدگاه ما هیچیم و هرچه هست اوست.
عرفان نظری، تفسیر همین هستی او و نیستی توست و عرفان عملی راه رسیدن به ادراک هستی او و نیستی توست. کسی که خود را نمیبیند بیخود است و «مست» و کسی که دستگیر توست تا خود را به آن سو فکنی «ساقی» است و سجّادۀ ذکر و جذبات الهی «می» هستند.
روح حاکم بر تمام عرفان و حکمت صدرایی که سخت تحت تأثیر عرفان است همین است؛ از اولین جلسه درس بدایةالحکمة تا پایان أسفار و یا سرتاسر جلسات تمهیدالقواعد و فصوصالحکم دائماً ماتن و شارح و استاد میگویند که «تو هیچ وجود استقلالی نداری، هرچه هست تجلّی اوست.»
چه کسی میتواند طاقت بیاورد؟ آنکه واقعاً باور داشته باشد که هیچ است و تجلّی و ظلّ و سایه است و الا اگر حبّ نفس داشته باشی، «مدّعی» خواهی شد؛ مدّعی «بودن» و علم و حیات و قدرت داشتن و ناخودآگاه زیر این حرفها نمیروی و حتی اگر در ظاهر هم بپذیری قلبت منقاد نخواهد شد.