کتاب «شرح رسالة الأسماء علامه طباطبایی؛ جلد دوم» بر اساس دروس حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی تدوین شده و دومین جلد از شرح فارسی مجموعه «الرسائل التوحیدیة» علامه سیدمحمدحسین طباطبایی رضواناللهعلیه است. این جلد به یکی از عمیقترین مباحث خداشناسی، یعنی اسماء و صفات الهی و نسبت آنها با ذات خداوند و عالم آفرینش میپردازد.
کتاب از تقسیم اسماء الهی به اسماء ذاتی و فعلی، ثبوتی و سلبی، عام و خاص آغاز میکند و سپس به مراتب اسماء، مقام احدیت و واحدیت، اسم «الله»، علم، قدرت، حیات، جمال و جلال الهی و چگونگی ظهور این اسماء در مراتب هستی میپردازد. در ادامه نیز با استفاده از آیات و روایات، روش صحیح فهم و تفسیر اسماء و صفات خداوند بررسی میشود.
این شرح تلاش میکند متن بسیار موجز و تخصصی علامه طباطبایی را با توضیح مبانی فلسفی و عرفانی، بررسی دیدگاههای مختلف و مراجعه به قرآن و روایات، روشنتر و قابل پیگیریتر سازد.
کتاب «شرح رسالة الأسماء علامه طباطبایی؛ جلد دوم» به تبیین نظام اسماء و صفات الهی میپردازد و میکوشد نشان دهد که چگونه میتوان با جمع میان برهان عقلی، آیات قرآن و روایات درباره اسماء خداوند سخن گفت، بیآنکه ذات الهی را گرفتار محدودیت و تعین دانست.
در آغاز، اسماء الهی به دستههایی مانند اسماء ذاتی و فعلی، ثبوتی و سلبی، خاص و عام تقسیم میشوند. سپس توضیح داده میشود که صفاتی مانند علم، قدرت و حیات چگونه از ذات الهی انتزاع میشوند و صفات فعلی مانند خالقیت، رازقیت و رحمت چه نسبتی با ذات و مخلوقات دارند.
بخش مهمی از کتاب به مراتب اسماء الهی اختصاص دارد. در این قسمت، از مقام احدیت بهعنوان نخستین تعین، سپس از مقام واحدیت و نسبت آن با کثرت اسماء سخن گفته میشود. همچنین جایگاه اسم «الله»، اسم «هو» و چگونگی پیدایش و ترتب اسماء بر یکدیگر بررسی میشود.
در ادامه، کتاب بهصورت تفصیلی برخی از مهمترین صفات الهی را بررسی میکند؛ از جمله قدرت، علم، حیات، جمال و جلال. در این مباحث، تفاوت نگاه عرفا با متکلمان و فلاسفه تحلیل میشود و برای نمونه، قدرت الهی نه صرفاً به معنای امکان انجام یا ترک فعل، بلکه بهعنوان مبدأیت خداوند نسبت به موجودات توضیح داده میشود. در بحث علم نیز مراتب مختلف علم الهی و نسبت آن با ذات و مخلوقات مطرح میگردد.
بخش دیگری از اثر به تفسیر اسماء و صفات در قرآن و روایات اختصاص دارد. در این قسمت، شیوههای مختلف تفسیر صفات الهی، مرز میان تشبیه و تعطیل و چگونگی نسبتدادن صفاتی مانند علم و قدرت به خداوند و در عین حال به مخلوقات بررسی میشود.
در فصلهای پایانی نیز بحث توقیفیبودن یا نبودن اسماء الهی و سپس مسئلۀ اسم اعظم مطرح میشود. کتاب در نهایت به این دیدگاه میرسد که اسم اعظم صرفاً لفظی خاص نیست، بلکه حقیقتی عینی و تکوینی است که با مراتب اسماء الهی، مقام احدیت و سیر انسان به سوی خداوند پیوند دارد.
در مجموع، این جلد شرحی تخصصی از این پرسش اساسی است که اسماء و صفات خداوند چه حقیقتی دارند، چگونه با ذات الهی مرتبطاند و چه نسبتی با عوالم هستی و مخلوقات پیدا میکنند.
این کتاب مناسب است برای:
طلاب و دانشپژوهانی که با فلسفۀ اسلامی و مباحث توحیدی آشنایی قبلی دارند و میخواهند مسئلۀ اسماء و صفات الهی را در سطحی عمیقتر دنبال کنند؛ بهویژه مباحثی مانند اسماء ذاتی و فعلی، احدیت و واحدیت، علم و قدرت الهی، جمال و جلال و اسم اعظم.
همچنین برای پژوهشگران و علاقهمندان به اندیشۀ علامه طباطبایی، عرفان نظری و نسبت میان عقل، قرآن و روایات در خداشناسی اثر ارزشمندی است؛ زیرا کتاب علاوه بر شرح متن علامه، در موارد متعددی دیدگاه عرفا، فلاسفه و متکلمان را نیز با یکدیگر مقایسه و نقد میکند.
این اثر برای کسانی نیز مناسب است که میخواهند از نگاه صرفاً لفظی به اسماء الهی عبور کنند و با این دیدگاه آشنا شوند که اسماء و صفات خداوند، در مباحث عرفانی و توحیدی، با مراتب هستی و حقایق عینی ارتباط دارند.
یکی از مهمترین امتیازهای این کتاب، بازکردن و توضیح متن بسیار فشرده و دشوار «رسالة الأسماء» علامه طباطبایی است. مباحثی که در متن اصلی با ایجاز فراوان بیان شدهاند، در این شرح با توضیح مقدمات، تفکیک اصطلاحات و تحلیل مرحلهبهمرحله دنبال میشوند تا ساختار استدلال علامه روشنتر شود.
ویژگی مهم دیگر، بررسی اسماء و صفات الهی با رویکردی است که میکوشد عقل و نقل را در کنار یکدیگر قرار دهد. کتاب صرفاً به مباحث فلسفی اکتفا نمیکند، بلکه آیات و روایات مرتبط با اسماء الهی را نیز وارد بحث میکند و نسبت میان تحلیل عقلی و بیان دینی را مورد توجه قرار میدهد.
از مزایای جدی اثر، ساماندادن مباحث گستردۀ اسماء الهی در یک نظام نسبتاً منسجم است؛ از اسماء ذاتی و فعلی و مقام احدیت و واحدیت گرفته تا علم، قدرت، حیات، جمال و جلال، اسم «الله»، اسم «احد» و «واحد» و نسبت اسماء با مراتب هستی. این ساختار به مخاطب کمک میکند مسئلۀ اسماء الهی را بهصورت مجموعهای مرتبط ببیند، نه چند صفت پراکنده.
کتاب همچنین در موارد متعدد به مقایسۀ دیدگاه عرفا، فلاسفه و متکلمان میپردازد؛ برای مثال در تفسیر قدرت و علم الهی یا شیوۀ فهم صفات خداوند، تفاوت مبانی این جریانها را توضیح میدهد و از این جهت برای مطالعۀ تطبیقی معارف الهی نیز ارزشمند است.
در نهایت، پرداخت مفصل به مسئلۀ اسم اعظم و تبیین آن بهعنوان حقیقتی عینی و تکوینی، نه صرفاً یک لفظ، از بخشهای برجستۀ کتاب است و این جلد را برای کسانی که میخواهند بحث اسماء الهی را تا لایههای عمیقتر عرفانی و توحیدی دنبال کنند، قابل توجه میسازد.
«ثمّ إنّه لاشتماله علی حقایق جمیع الكمالات الوجودیّة متّصف بجمیعها، فهو مسمّی بها، و هی أسمائه؛ إذ لیس الاسم إلّا الذات مأخوذا ببعض أوصافه. فهو فی نفسه و بذاته سبحانه متّصف بها، و مسمّی بها، و مفاهیمها تنتزع عن ذاته بذاته. و إذا لوحظ معه الوجودات الفائضة منه، المترشّحة عنه، ظهرت بینها و بین أسمائه الذاتیّة ـ جلّت أسمائه ـ نسب هی كالروابط تربطها بها دون الذات. فإنّه مبرّئ عن التعیّنات و النسب، كما عرفت. و بالجملة فهناك تظهر تعینات و أوصاف أخر و تنتزع مفاهیم أخری تلحق بالقسم الأول. و ذلك کالخلق و الرزق و الرحمة و الکرم و اللطف و الإعادة و البدء و الإحیاء و الإماتة و البعث و الحشر و النشر و غیر ذلك. و هذه هی أسماء الأفعال المتأخرة عن الذات و أسمائها، و تنتزع عن مقام الفعل.»
علّامه در ادامه به طرح یک مشکل و حلّ آن میپردازند. در ادبیات دینی از یک طرف شاهد تعابیری از قبیل «هو الحیّ» و «هو العلیم» بوده و ازسویدیگر با عباراتی مانند «تفسخّت دونك الصفات» و «کمال الإخلاص نفی الصفات عنه» مواجه میشویم. بالاخره خدای متعال صفت دارد یا ندارد؟
پاسخ علّامه طباطبائی: خداوند صفت بهمعنای انطباق ندارد؛ زیرا انطباق ملازم با تعیّن بوده و خدا تعیّن ندارد. ولی از این باب که ذات، مشتمل بر تمامِ صفاتْ بدونِ حدودِ آنها است، قابل وصف است. بنابراین خداوند، صفات را بما هی متعیّنة ندارد ولی آنها را بدون لحاظ تعیّن دارد. بنابراین هر دو اطلاق صحیح است. اگر گفته میشود «هو العالم» نمیخواهیم علم را همراه با تعیّن آن بر ذات حمل کنیم. علم را بدون تعیّن بر ذات حمل میکنیم.