کتاب «شرح رسالة التوحید علامه طباطبایی؛ جلد اول» بر اساس دروس حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی تدوین شده و شرحی فارسی بر رسالۀ توحید ذات از مجموعه ارزشمند «الرسائل التوحیدیة» علامه سیدمحمدحسین طباطبایی رضواناللهعلیه است. این رسائل از متون عمیق عرفانی ـ کلامی علامهاند که در آنها معارف توحیدی با بهرهگیری همزمان از برهان عقلی، آیات قرآن و روایات اهلبیت علیهمالسلام بررسی شده است.
این جلد از بنیادیترین پرسش توحیدی آغاز میکند: حقیقت وجود چیست و نسبت خداوند با واقعیت و موجودات عالم چگونه است؟ کتاب از بطلان سفسطه و اثبات اصل واقعیت عبور میکند و به مباحثی چون اصالت وجود، وحدت شخصیۀ وجود، صرافت و نامتناهیبودن حقیقت وجود، واجبالوجود، نسبت کثرتهای عالم با خداوند و توحید اطلاقی میرسد.
ویژگی مهم اثر، تلاش برای بازکردن متن بسیار فشرده و دشوار علامه طباطبایی و توضیح مرحلهبهمرحله استدلالهای آن با مراجعه به دیگر آثار ایشان، بهویژه تفسیر المیزان، و نیز بررسی اشکالات و تقریرهای مختلف مباحث توحیدی است.
کتاب «شرح رسالة التوحید علامه طباطبایی؛ جلد اول» شرحی تفصیلی بر رسالۀ توحید ذات از مجموعه «الرسائل التوحیدیة» است. استاد وکیلی در آغاز، جایگاه این رسائل را در منظومۀ فکری علامه طباطبایی توضیح میدهد و نشان میدهد که این آثار، حاصل جمع میان برهان عقلی، قرآن، روایات و معارف عرفانی هستند و از عمیقترین متون اعتقادی علامه به شمار میروند.
بحث اصلی کتاب از بطلان سفسطه و اثبات اصل واقعیت آغاز میشود. سپس توضیح داده میشود که حقیقت وجود، واقعیتی اصیل است و غیر از آن چیزی جز عدم نیست. از این مقدمه، بحث به صرافت وجود، وحدت حقیقی آن، اشتمال حقیقت وجود بر همه کمالات، وجوب و نامتناهیبودن آن میرسد.
در ادامه، کتاب به یکی از اساسیترین مباحث خود یعنی وحدت شخصیۀ وجود میپردازد و تقریرهای مختلف برهان صدیقین در آثار علامه طباطبایی را بررسی و مقایسه میکند. در این بخش، تفاوت دیدگاه «تشکیک وجود» با «وحدت شخصیۀ وجود» و نیز برخی اشکالات فلسفی و پاسخهای آنها بهتفصیل تحلیل میشود.
بخش دیگری از کتاب به نسبت وجود مطلق با تعینات و کثرات عالم اختصاص دارد و توضیح میدهد که چگونه میتوان در عین پذیرش کثرت موجودات، حقیقت وجود را واحد و نامتناهی دانست. سپس شواهد متعدد قرآنی و روایی درباره فقر و وابستگی کامل مخلوقات به خداوند و حقیقت رابطۀ آنها با وجود مطلق بررسی میشود.
در فصل پایانی نیز توحید اطلاقی و جایگاه آن در اسلام مطرح میشود؛ از حقیقت توحید ذاتی و ناتوانی انسان از احاطه بر ذات الهی تا فطریبودن توحید و آثار آن در تربیت و اخلاق.
در مجموع، این جلد تلاشی است برای توضیح یکی از عمیقترین تقریرهای توحید در آثار علامه طباطبایی و فهم این معنا که خداوند چه نسبتی با اصل واقعیت، کمالات وجود و کثرات عالم دارد.
این کتاب مناسب است برای:
کسانی که میخواهند مباحث توحید ذاتی، وحدت شخصیۀ وجود، برهان صدیقین، نسبت وجود مطلق با کثرات و حقیقت واجبالوجود را در سطحی عمیق و استدلالی دنبال کنند.
طلاب و دانشپژوهانی که با فلسفۀ اسلامی آشنایی جدی دارند و آثاری مانند «بدایةالحکمة» و «نهایةالحکمة» را خواندهاند؛ خود کتاب نیز تصریح میکند که بعضی از بخشهای آن، علاوه بر فلسفه، به آشنایی با عرفان نظری نیاز دارد.
همچنین برای پژوهشگران و علاقهمندان به اندیشه علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، عرفان شیعی و پیوند عقل با قرآن و روایات کتابی ارزشمند است؛ بهویژه برای کسی که میخواهد متن موجز و دشوار «رسالة التوحید» را همراه با شرح و تحلیل تفصیلی مطالعه کند.
یکی از مهمترین امتیازهای این کتاب، شرح و گشودن متن بسیار فشرده و دشوار «رسالة التوحید» علامه طباطبایی است. استاد وکیلی در این اثر تلاش کرده است عبارات موجز رساله را مرحلهبهمرحله توضیح دهد و در موارد لازم، با مراجعه به دیگر آثار علامه ـ بهویژه تفسیر المیزان ـ مقصود ایشان را روشنتر کند.
مزیت مهم دیگر کتاب، جمع میان عقل و نقل در بحث توحید است. مباحثی مانند وحدت شخصیۀ وجود، برهان صدیقین، حقیقت وجود و نسبت کثرات با خداوند تنها بهصورت فلسفی مطرح نشدهاند، بلکه در کنار استدلال عقلی، آیات قرآن و روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز بررسی شدهاند.
کتاب همچنین صرفاً به توضیح متن اکتفا نمیکند و در بخشهایی به بررسی تقریرهای مختلف، طرح اشکالات، مقایسۀ دیدگاه تشکیک وجود و وحدت وجود و پاسخ به نقدهای فلسفی میپردازد؛ بنابراین برای مخاطبی که به دنبال مطالعهای تحقیقیتر و فراتر از یک شرح ساده است، ارزش ویژهای دارد.
از دیگر ویژگیهای اثر، پرداختن به آثار تربیتی و اخلاقی توحید در پایان مباحث است؛ یعنی توحید تنها بهعنوان یک مسئلۀ نظری و فلسفی مطرح نمیشود، بلکه نسبت آن با تهذیب نفس و اصلاح صفات انسانی نیز مورد توجه قرار میگیرد.
«و حیث أنّ الوجود بذاته یناقض العدم و یطارده، فهو بذاته غیر قابل لطروّ العدم و حمله علیه، فهو حقیقة واجبة الوجود بذاتها. فحقیقة الوجود حقیقة واجبة الوجود بالذات و من جمیع الجهات مستجمعة لجمیع صفات الکمال منزّهة عن جمیع صفات النقص و العدمیّات.»
«علاوه بر اینکه حقیقتِ وجود هست، و واحد است و همه کمالات را دارد، وجوب نیز دارد. زیرا وجوب یعنی حملِ عدم بر چیزی ممتنع باشد. و چیزی که عینِ واقعیت است، اگر بخواهد لاواقعیت باشد، اجتماع نقیضین میشود. واقعیت، خودشْ خودش است. معنا ندارد که واقعیت، مَعرضِ برای نقیضِ خود قرار بگیرد. وجود، بذاته اقتضاءِ تحقق دارد؛ لذا «بذاته غیر قابل لطروّ العدم و حمله علیه» است. پس ثابت شد که حقیقتِ وجودْ برای وجود، واجبِ بالذات است.»