کتاب «مشق طلبگی؛ راهی به سوی علم و عمل در حوزههای علمیه» تألیف شیخ محمدحسین گلکار است که بر اساس مبانی و ساختار کتاب «راهنمای تحصیل» اثر حجتالاسلام شیخ عبدالحمید واسطی تدوین شده است. این اثر تلاش میکند اصول تحصیل نظاممند در حوزه را با زبانی ساده، روان و کاربردی در اختیار طلاب قرار دهد و مسیر درسخواندن حوزوی را از حفظمحوری و انبوهخوانی به سمت فهم عمیق، یادگیری مسئلهمحور و استفاده عملی از علم ببرد.
ساختار کتاب بر سه محور «نگرشسازی، راهبردسازی و راهکارسازی» شکل گرفته است. ابتدا درباره هویت حوزه، هدف طلبگی، دین و علم سخن میگوید؛ سپس مبانی فهم و یادگیری را بررسی میکند و در ادامه سراغ مهارتهای عملی مانند برنامهریزی تحصیلی، مطالعه و ثبت اطلاعات، استفاده از استاد، مباحثه، تحقیق، مدیریت زمان و طراحی سیستم تحصیل مسئلهمحور میرود.
ایده اصلی کتاب این است که طلبه نباید تنها به محل انباشت اطلاعات تبدیل شود؛ بلکه باید بتواند علم را بفهمد، تحلیل کند، به کار بگیرد و از آن برای حل مسائل واقعی استفاده کند. به همین دلیل، مطالب کتاب با تمرین، مثال و موقعیتهای آموزشی همراه شده تا فاصله میان مباحث نظری و زندگی واقعی طلبگی کمتر شود.
کتاب «مشق طلبگی؛ راهی به سوی علم و عمل در حوزههای علمیه» با این مسئله آغاز میشود که تحصیل حوزوی نباید به حفظ متون، انباشت اطلاعات و گذراندن دروس محدود شود؛ بلکه باید طلبه را به فردی تبدیل کند که بتواند علم دینی را عمیق بفهمد، تحلیل کند، به کار بگیرد و در حل مسائل واقعی جامعه از آن استفاده کند.
ساختار اصلی کتاب در سه مرحلۀ نگرشسازی، راهبردسازی و راهکارسازی تنظیم شده است. در بخش نگرشسازی، ابتدا تصویری از هویت حوزه و طلبگی ارائه میشود و سپس موضوعاتی مانند دینشناسی و علمشناسی بررسی میگردد. هدف این بخش آن است که طلبه بداند چرا وارد حوزه شده، چه رسالتی دارد، وضعیت مطلوب تحصیل حوزوی چیست و علم دینی قرار است چه نقشی در زندگی فردی و اجتماعی ایفا کند.
در بخش راهبردسازی، کتاب سراغ مسئلۀ «فهم» و «یادگیری» میرود. مباحثی مانند فهمشناسی، مراتب فهم، تحلیل این مراتب و یادگیریشناسی مطرح میشوند تا طلبه تنها به دریافت و تکرار مطالب اکتفا نکند، بلکه بتواند از سطح آشنایی اولیه عبور کرده و به درک عمیقتر، تحلیل و استفاده از دانش برسد.
بخش راهکارسازی کاملاً عملیتر است و به مهارتهایی میپردازد که طلبه در مسیر روزمرۀ تحصیل به آنها نیاز دارد؛ از جمله برنامهریزی درسی، انتخاب و استفاده از متن آموزشی، مهارت مطالعه و ثبت اطلاعات، نحوۀ بهرهگیری از استاد، مباحثه، مدیریت زمان و مکان و ابزار تحصیل، تحقیق و توسعۀ افقهای علمی و عملی.
کتاب در فصل پایانی به «مدل تحصیل مسئلهمحور» میرسد و تلاش میکند مجموعه مطالب قبلی را در قالب یک سیستم تحصیلی منسجم کنار هم قرار دهد؛ سیستمی که در آن طلبه از همان سالهای آغازین بداند چگونه مسیر علمی خود را طراحی کند و آموختههایش را در جهت یک نقش واقعی مانند تحقیق، تدریس، تألیف یا تبلیغ سامان دهد.
این کتاب مناسب است برای:
طلاب جوان و تازهواردی که میخواهند از همان ابتدای مسیر، تصویر روشنی از هویت طلبگی، هدف تحصیل حوزوی و شیوۀ صحیح درسخواندن داشته باشند و گرفتار سردرگمی، حفظمحوری و انباشت بیهدف اطلاعات نشوند.
همچنین برای طلابی که چند سالی از تحصیلشان گذشته اما احساس میکنند در برنامهریزی، مطالعه، مباحثه، استفاده از استاد، تحقیق یا مدیریت زمان ضعف دارند، میتواند نقش یک راهنمای عملی برای بازطراحی شیوۀ تحصیل را ایفا کند.
این اثر برای اساتید و مربیان حوزوی نیز مفید است؛ زیرا بخشی از کتاب مستقیماً به شیوۀ فعالتر تدریس و تبدیل کلاس از حالت یکطرفه به فضای مشارکت، تفکر و حل مسئله میپردازد.
یکی از مهمترین امتیازهای «مشق طلبگی» این است که فقط درباره اهمیت درسخواندن در حوزه سخن نمیگوید، بلکه تلاش میکند برای خودِ فرایند تحصیل یک نقشۀ راه روشن و مرحلهبهمرحله ارائه دهد؛ از اصلاح نگرش و شناخت هدف طلبگی تا روش فهم، یادگیری و در نهایت مهارتهای عملی تحصیل.
مزیت مهم دیگر کتاب، کاربردیبودن آن است. بخش قابل توجهی از اثر به مسائل واقعی زندگی علمی طلبه اختصاص دارد؛ مانند برنامهریزی، مطالعه، ثبت اطلاعات، استفاده درست از استاد، مباحثه، تحقیق، مدیریت زمان و طراحی مسیر تحصیلی. در نتیجه، کتاب صرفاً نظری نیست و میتواند مستقیماً در برنامۀ روزانۀ طلبه مورد استفاده قرار گیرد.
ویژگی برجستۀ دیگر، تأکید کتاب بر عبور از حفظمحوری و انباشت اطلاعات است. «مشق طلبگی» میخواهد طلبه بهجای اینکه فقط مطالب را به خاطر بسپارد، به سطحی برسد که بتواند آنها را بفهمد، تحلیل کند، با مسائل مقایسه کند و برای حل مسئله به کار بگیرد. این جهتگیری در سراسر مباحث فهمشناسی، یادگیری و مدل تحصیل مسئلهمحور دیده میشود.
کتاب همچنین از نظر شیوۀ ارائه برای طلاب جوان مناسب طراحی شده است. استفاده از مثال، گفتوگو، موقعیتهای فرضی، تمرین و زبان نسبتاً ساده و صمیمی کمک میکند مطالب روششناختی و آموزشی، خشک و صرفاً نظری باقی نمانند و مخاطب بتواند آنها را به شرایط واقعی تحصیل خود پیوند بزند.
طلبه جوان و عزیزِ دلم!
ورود به حوزۀ علمیه، ثبتنام در یک مرکز آموزشیِ معمولی نیست؛ آغازِ یک «سفرِ بزرگ» است. سفری که در آن، قرار نیست فقط ذهنت را با اصطلاحات پر کنی، بلکه قرار است روحت را صیقل دهی تا شایستۀ دریافتِ «نورِ الهی» شود. اینجا، پادگانِ حضرتِ ولیعصر عجلاللّهتعالیفرجه است و تو سربازِ خطِ مقدمِ جبهۀ فرهنگی هستی. سلاحِ تو «فهم» است و مهماتِ تو «علم».
علم؛ نوری برای دیدن و ساختن
در منطقِ ما، علم فقط مشتی محفوظات برای نمره گرفتن نیست؛ علم، «نور» است. نوری که اول باید خانۀ دلت را روشن کند و بعد، مسیرِ تاریکِ زندگی را برای دیگران نمایان سازد. جامعۀ امروز، تشنۀ عالمی نیست که مثلِ ضبطصوت، حرفهای گذشتگان را تکرار کند؛ تشنۀ عالمی است که «طبیب» باشد؛ درد را بشناسد و با تکیه بر نسخههای وحی، درمان کند.