کتاب «الگوی دینی راهبردی تربیت کودک، نوجوان و جوان؛ جلد دوم» ادامهای تخصصی و راهبردی بر مباحث جلد اول است و اینبار به یکی از حساسترین دورههای رشد انسان میپردازد: هفت سال نخست جوانی، از حدود ۱۴ تا ۲۱ سالگی. این اثر که تقريرات دروس خارج فقه استاد حاج شیخ محمدحسن وکیلی است، میکوشد با مراجعه مستقیم به آیات و روایات، جایگاه جوان، ویژگیهای این دوره، فرصتها و آسیبهای آن، و شیوه صحیح همراهی والدین و مربیان با جوان را تبیین کند.
در این جلد، جوان نه کودک دانسته میشود و نه کاملاً رها از تربیت؛ بلکه بر اساس تعبیر روایات، در مرحلهای قرار دارد که باید با او در قالب همراهی، مشورت، مسئولیتپذیری، نظارت و انتقال تجربه برخورد کرد. کتاب با نگاهی فقهی، تربیتی و واقعبینانه، از حقوق فرزند، اهمیت دوران جوانی، نیاز به ازدواج، عبادت، علمآموزی، حقپذیری، تهدیدهای شهوت و بیکاری، و وظایف مربی در این دوره سخن میگوید و نقشهای کلان برای تربیت دینی جوان ارائه میکند.
کتاب «الگوی دینی راهبردی تربیت کودک، نوجوان و جوان؛ جلد دوم» به بررسی الگوی تربیت دینی در دوره «چهارده تا بیستویک سالگی» میپردازد. هدف کتاب ارائه دستورالعملهای جزئی نیست، بلکه استخراج اصول و راهبردهای کلان تربیت جوان بر اساس منابع اسلامی و بدون تکیه بر الگوهای غیردینی است.
کتاب ابتدا جایگاه بنیادین تربیت در نگاه اسلام و ضرورت توجه ویژه به دوره جوانی را تبیین میکند؛ دورهای که با وجود رشد استعدادها و توانمندیهای فراوان، نیازمند هدایت و همراهی صحیح والدین و مربیان است. سپس با بررسی مفهوم جوانی در منابع اسلامی، این دوره را مرحله انتقال از «فرمانبرداری» به «مسئولیتپذیری و همراهی» معرفی میکند؛ جایی که جوان باید مانند یک «وزیر» در کنار خانواده، با استقلال نسبی، مشورت و نظارت تربیت شود.
در ادامه، کتاب فرصتهای ارزشمند جوانی مانند خودسازی، عبادت، حقپذیری، رشد علمی و شکوفایی استعدادها را بررسی کرده و در کنار آن، تهدیدهایی مانند غرور، شهوت، بیکاری و سرگرمیهای آسیبزا را مطرح میکند. نویسنده تأکید دارد که جوانی هم میتواند اوج رشد و تعالی باشد و هم در صورت مدیریت نادرست، زمینهساز آسیبهای تربیتی شود.
بخش پایانی کتاب به راهبردهای تربیت جوان و وظایف مربیان اختصاص دارد؛ از جمله محبت و تکریم، دعا برای فرزند، کمک به ازدواج، تقویت مسئولیتپذیری، آموزش مهارتهای زندگی، تربیت اعتقادی و اخلاقی، تشویق به عبادت، و حفظ رابطه همراهانه و محترمانه با جوان.
این اثر در مجموع، نقشهای کلان برای تربیت دینی جوان ارائه میدهد؛ از شناخت هویت و ظرفیتهای این دوره تا شیوه صحیح ارتباط با جوان و وظایف والدین و مربیان در مسیر رشد او.
این کتاب مناسب است برای:
والدین و مربیانی که با نوجوانان و جوانان حدود ۱۴ تا ۲۱ ساله سروکار دارند و میخواهند بدانند در این دوره حساس، چگونه باید میان استقلال دادن، مشورت، مسئولیتسپاری، محبت، نظارت و هدایت دینی تعادل برقرار کرد.
طلاب، دانشجویان و پژوهشگران حوزه فقه تربیتی، تعلیم و تربیت اسلامی، مطالعات خانواده و علوم تربیتی اسلامی که بهدنبال یک متن مستند، تحلیلی و مبتنی بر آیات و روایات درباره دوره جوانی هستند.
مدیران مدارس، مربیان مجموعههای فرهنگی، مشاوران تربیتی و فعالان حوزه نوجوان و جوان که نیاز دارند دوره جوانی را با نگاه دینی، مرحلهبندیشده و راهبردی بشناسند؛ نه صرفاً بر اساس تجربههای عمومی یا الگوهای روانشناسی رایج.
کسانی که میخواهند درباره موضوعاتی مانند جوانی در اسلام، فرصتها و تهدیدهای جوانی، حقپذیری جوان، عبادت جوان، کمک به ازدواج، مسئولیتپذیری، آموزش اعتقادی و فقهی، مهارت گفتوگو و پرسشگری مطالعهای دقیقتر داشته باشند.
یکی از امتیازهای مهم این کتاب، تمرکز آن بر دورهای بسیار حساس است: آغاز جوانی، از حدود ۱۴ تا ۲۱ سالگی. کتاب توضیح میدهد که این سن، دوران تغییرات سریع، شکوفایی استعدادها، رشد عقلانی و اخلاقی، و در عین حال دوره تهدیدهایی مانند شهوت، بیکاری، غرور جوانی و افراط در سرگرمی است.
مزیت دیگر اثر، نگاه متعادل آن به جوان است. کتاب نه جوان را صرفاً موجودی آسیبپذیر و نیازمند کنترل میبیند، و نه او را کاملاً مستقل و بینیاز از تربیت میداند. محور اصلی راهبرد کتاب، تعبیر روایی «وزیر» است؛ یعنی جوان باید در کنار والدین و مربی قرار گیرد، تجربه بیاموزد، مسئولیت بپذیرد، در امور مشورت داده شود و در عین حال از نظارت و هدایت محروم نماند.
دلیل دیگر برای تهیه کتاب، پرداختن به وظایف واقعی والدین و مربیان در این سن است؛ از دعا، محبت و اکرام گرفته تا کمک به ازدواج، تقویت عبادت، آموزش مسائل اعتقادی و فقهی، مهارت گفتوگو، پرسشگری و مسئولیتپذیری. این ویژگی باعث میشود کتاب فقط در حد تحلیل نظری باقی نماند و برای مربیان و خانوادههای دغدغهمند نیز راهگشا باشد.
همچنین کتاب کمک میکند تفاوت نگاه دینی به سنین رشد با تقسیمبندیهای رایج روشن شود؛ برای نمونه، اثر توضیح میدهد که در الگوی مورد بحث، از حدود چهاردهسالگی باید شأن تربیتی فرزند تغییر کند و با او متناسب با ورود به دوره جوانی برخورد شود، نه مانند کودک سالهای قبل.
هر دورهای از عمر فرزند، شرایط و اقتضائاتی دارد که باید شناخته شود و در این میان دوران جوانی، از دیگر دورهها اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا:
اوّلاً استعداد و توان فرزند در این دوره، بیش از هر زمان دیگری است و برای شکوفاشدن آن به برنامهریزی و دقّت بیشتری نیاز است.
ثانیاً سن جوانی، دورۀ تغییرات سریع است و نیازهای این دوره با دورههای قبل و بعد از آن، کاملاً متفاوت است و این موضوع، سبب میشود که شناخت این دوره دشوار گردد.
ثالثاً دوران جوانی، دوران بحران است و جوان، بهتنهایی، توان مدیریت صحیح خود را ندارد